- خوشبختانه تاکنون در
مورد خدمات و رشادتهای ستارخان ، سردار ملی چندین کتاب و صدها مقاله به زبانهای
مختلفی از طرف علاقمندان و متخصصان حوزه تاریخ نوشته شده که اکثریت قریب به اتفاق
آنها در دسترس می باشند. طبق یک تحقیق راقم این سطور به لحاظ تعداد، بیشتر کتابها
در مورد قهرمانان ملی ایران ، همانا درر مورد ستارخان نوشته شده اند . اما مع
الاسف در مورد تشیع جنازه ، تدفین و مزار وی کمتر سخن گفته اند. البته واقعه شوم
پارک اتابک نیز که در واقع مقدمه این تحقیق است از موارد دردناک تاریخ آذربایجان
می باشد . شاید گذری شتابزده بر این واقعه در درک بهتر این نوشتار کمک نماید . نویسنده
این سطور می کوشد تا با مراجعه به منابع اندکی که در دسترس است نسبت به این موضوع
سخن گوید .
 - استاد زنده یاد علامه محمد قزوینی در رابطه با
شهرت و آوازه ستارخان درنزد سایر ممالک چنین می نویسد : « ... ستارخان در مدت آن
یازده ماه چون رابس رئیس جمیع مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازیها بود و مقاومت
شدید طاقت فرسای اهالی در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی فقط و
منحصراً در تحت راهنمائی و سرکردگی شخصی او اداره میشد . مندرجاً شهرت او از داخل
بخارج ایران سرایت کرد و صیت شجاعت و مردانگی او در تمام دنیا انتشار یافت و در
غالب جراید اروپا و امریکا هر روز با خط درشت اسم ستارخان در صفحه اول روزنامجات
با تفصیل جنگهای او و مقاومتهای سخت او در مقابل قشون دولتی چاپ میشد و خوانندگان
آن جراید را قرین اعجاب و تحسین می نمود و عدة از جراید اروپا و آمریکا وقایع
نگارهای مخصوص بتبریز فرستاده بودند و من در آن اوقات تازه بپاریس آمده بودم و از
بس اشتیاق باخبار تبریز داشتم هر روز صبح بسیار زود از خواب برخاسته از منزل بیرون
میآمدم و چندین روزنامه و یک روزنامه انگلیسی « نیویورک هرالد » که در پاریس طبع
میشد ولی شعبة از نیویورک هرالد خود
نیویورک بود میخریدم و اخبار این روزنامة اخیر که بواسطة وقایع نگار خودش از تبریز
یا از طهران باروپا فرستاده میشد از تمام جراید دیگر مفصل تر بود و من تمام این
جراید را قبل از آمدن بخانه روی نیم کتی در یکی از باغهای کوچک محله نشسته
میخواندم و سپس با قلبی راضی و بکلی خوشحال و در پس نفس خود در میان اروپائیان سر
بلند بخانه برمی گشتم و بصرف صبحانه می پرداختم .» (1)
|